الشيخ الطبرسي (مترجم: شادمهرى)

17

تفسير جوامع الجامع (فارسى)

بعضى گفته‌اند : سدّى كه كار بندگان و عمل مردم باشد ، مفتوح خوانده مىشود و سدّى كه آفريدهء خدا باشد و دست بشر در ساختن آن دخالت نداشته باشد ، مضموم مىباشد . « سدّ » به ضمّ سين بر وزن فعل به معناى مفعول است يعنى خداوند آن را خلق و ايجاد كرده است و سد به فتح سين مصدر و به معناى چيزى است كه مردم آن را پديد آورده‌اند . « بين » ، منصوب و مفعول به مىباشد ، چنان كه در جملهء « هذا فراق بينى و بينك » مجرور به اضافه است . مراد از « بَيْنَ السَّدَّيْنِ » مرز سرزمين تركستان در طرف مشرق مىباشد . « مِنْ دُونِهِما قَوْماً » بعضى گفته‌اند مراد از اين قوم تركها هستند . لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلًا ، آنها حرف نمىفهميدند مگر با سختى ، و ايماء و اشاره بعضى گفته‌اند : يعنى شنونده سخن آنها را نمىفهميد و برايش خوب بيان نمىكردند ، لغت آنها نامأنوس بود ، بنا بر اين معنا يفقهون قرائت شده است . يأجوج و مأجوج دو اسم غير عربى است . مُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ ، بعضى گفته‌اند آدم خوار بودند و بعضى گفته‌اند ايّام بهار كه مىشد از جايگاه خود بيرون مىريختند و هر چه سبز بود مىخوردند و هر چه خشك بود با خود مىبردند . از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله دربارهء آنها نقل شده است كه هيچ كس از ايشان نمىمرد مگر آن كه ببيند هزار پسر كه از صلب او به وجود آمده‌اند و هر كدام سلاح جنگى به دست دارند . بعضى گفته‌اند آنها دو طايفه بودند يكى بسيار طويل و دراز قد و يكى ديگر بسيار كوتاه قامت . « خرجا » ، خراجا نيز قرائت شده ، يعنى مقرّرى از اموالمان برايت قرار دهيم و نول و نوال هم به همين معناست . ما مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي ، ذو القرنين گفت : همين كه پروردگار از بسيارى مال و آسان بودن كار به من تمكّن داده بهتر است از هزينه‌اى كه شما مىخواهيد براى اين كار به من بدهيد بنا بر اين احتياجى به هزينهء شما ندارم . فعل مكّنى با ادغام و فكّ ادغام « مكننى » نيز خوانده شده است .